دوشنبه، تیر ۲۸، ۱۳۸۹

خاله

تنها که میشد میشست خال های ریز زیر شیکمشو میشمرد.اعداد هیچ وقت با هم برابر نبودند.

جمعه، تیر ۲۵، ۱۳۸۹

صبوحی

شبا وقتی خیلی خوابم میگیره میرم یه دونه شفتالویی یا یه میوه اون ریختی که هسته اش گنده باشه برمیدارم و میام تو تخت.شفتالو رو میخورم جوری که یه خرده ازش دور هسته اش بمونه.بعد هسته رو میذارم تو جیبم و میخوابم.
صبح تو رختخواب از جیبم درش میارم و بقیشو که چسبیده به هستش رو میخورم.اینکار بهم کمک میکنه تا اول صبح تمرکزمو زودتر بدست بیارم

پنجشنبه، تیر ۲۴، ۱۳۸۹

Prison break

بعضی موقع ها که میرم تو فکراحساس میکنم که تو امریکا دارم زندگی می کنم.یا مثلا خواب می بینم که تو دانشگاه دارم درس میدم.یه بار تو راه کربلا با اتوبوس که داشتیم میرفتیم خوابم برد.خواب دیدم تو مدینه هستم بعد یه نفر منو دزدید با خودش برد آمریکا. تو اتوبوس از خواب که بیدار شدم دیدم رسیدیم مدینه.بعد تو مدینه یکی اومد منو فراری داد به دفتر حفا.ظت از منافع ایران در واشنگتن. از اونجا زنگ زدم به دانشگاه گفتم واسه کلاس های فردانمیام گفنم که نمیرسم که بیام.اونا جواب دادن که اشتباه گرفتید و گفتن که اونجا خیلی وقته تبدیل به سازمان جاسوسی آمریکا شده...

خاطرات شخصی امیر شهرامی

یکشنبه، تیر ۲۰، ۱۳۸۹

سرخط خبرها

تلویزیون دولتی کره شمالی دیشب اعلام کرد تیم ملی فوتبال کره شمالی با کسب مقام قهرمانی در مسابقات جام جهانی به پیونگ یانگ بازگشته اند،تصاویر مبهمی هم از فرودگاه شهر و بازیکنان نیز پخش شد.
تلویزیون دولتی کره شمالی ضمن تکذیب خبر ازار و اذیت بازیکنان فوتبال کره شمالی در بازداشتگاه پکریزنگ اعلام کرد که متاسفانه یک قاچاقچی به علت مورد تجاوز قرار گرفتن با یک وووزلا جان خودش را از دست داده است.دادگاه دولتی کره شمالی گفته است تا آخر این هفته متهمین این حادثه را مجازات خواهد کرد.

جمعه، تیر ۱۸، ۱۳۸۹




فیلم نامه خوب پیش میرفت. نوشتن هیچ وقت برایم سخت نبوده.از وقتی یادم می آید همین طور بوده: رادیو را روشن کن و بگذار روی ایستگاه موسیقی کلاسیک،یک سیگار یا یک سیگار برگ روشن کن و بطری باز کن.تنها کاری که باید می کردم حضور داشتن بود.وقتی زندگی چیز زیادی نداشت که به آدم بدهد، وقتی زندگی بیشتر شبیه نمایشی ترسناک بود، این فرایند به من اجازه میداد که ادامه بدهم. همیشه ماشین تحریری بود که آرامم کنم ، با من حرف بزند، سرگرمم کند، جانم را نجات دهد. اصلا برای همین می نوشتم: که جانم را نجات دهم ، تا کارم به دیوانه خانه نکشد، خیابان خواب نشوم، از شر خودم خلاص شوم.


رمان هالیوود
چارلز بوکفسکی
ترجمه پیمان خاکسار


یکشنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۹

چگونگی خداحافظی دیه گو با جام جهانی

دقیقه 20 بازی آرژانتین - آلمان دوربین میره روی لئوناردو دی کاپریو که توی تماشاچی ها نشسته.آرژانتینی ها برای گل تساوی دارن می جنگن
دقیقه 35 بازی دوربین میره روی شارون استون که داره بازی رو تماشا می کنه.آرژانتین موقعیت های زیادی رو ایجاد کرده و به گل تساوی خیلی نزدیکه.
اتمام نیمه اول
دقیقه 60 دوربین میره روی ا.س.ف.ن.د.ی.ا.ر رحیم م.ش.ا.ی.ی که داره بازی رو تماشا میکنه.آرژانتین گل که نمیزنه سه تا دیگه هم میخوره

شنبه، تیر ۱۲، ۱۳۸۹

قصه خلقت

درست یادم نیس؛ 30 و خرده ای سال پیش بود که با بابات نشسته بودیم عرقخوری.خیلی مست بودیم که بابات واسه مسخره بازی زنگ زد خونه مامان بزرگتینا و به مامانت پیشنهاد ازدواج داد.
آره.قصه زیاده حالا یه بار که فرصت شد قضیه بدنیا اومدنت رو برات تعریف می کنم

شنبه، تیر ۰۵، ۱۳۸۹

پنجشنبه، تیر ۰۳، ۱۳۸۹

*

ما همش سه نفریم.
یکیمون تو ناسا روی پروژه سال 2030 کار میکنه.امریکاست
اون یکیمونم آلمان تو هایدلبرگ فلسفه درس میده.
منم اینجا توی بلاگر مینویسم.تهرانم.

شنبه، خرداد ۲۹، ۱۳۸۹

مردی گفتن،زنی گفتنٍ، شرمی و حیایی گفتن.چقده تو ناقلایی

پس از مراسم افتتاحیه بازی های جام جهانی 2010 و اجرای اهنگ های افتتاحیه از شکیرا؛ سوزان روشن ، خواننده ایرانی مقیم آمریکا در اقدامی منحصربفرد موزیک ویدیویی را در جواب شکیرا ضبط کرده و بر روی اینترنت انتشار داده است.

شیر سماور

بچه ها یه نامه اینترنتیه به فیفا واسه انتخاب حسن کامرانی فر برای بازی فینال جام جهانی! زود برید رای بدید.تا الان 55 میلیون امضا جمع شده که اگه برسه به 100 میلیون کامرانی فر داور اول بازی فینال میشه.زود برید رای بدید

پنجشنبه، خرداد ۲۰، ۱۳۸۹

افشاگری

همسایه محترم!خاله سوری:
اصلا قرار نیست که شما جشن نامزدی پسرتو که رفته به جای یکی ازین پتیاره های تو خیابون دختر خالشو گرفته تا صبح ادامه بدی! چون اگه بخوای تا صبح ادامه بدی و واسه پسرت و بچه خواهرت هر دو دقیفه یه بار کل بکشی ممکنه منم هوس کنم بیام یه قضایایی رو راجع به بچه خواهرت برات تعریف کنم
ممنونم

چهارشنبه، خرداد ۱۹، ۱۳۸۹

شنبه، خرداد ۱۵، ۱۳۸۹

ملوان زبل و اون خانوم لاغره

افراد بشمر سه به خط شن! بشمر یک - بشمر دو - بشمر سه! افراد حاضرن؟

بله قربان!


افراد لنگرها رو بکشییییید!

اطاعت قربان! مثله اینکه مشکلی هست قربان! لنگر به چیزی گیر کرده قربان!


کاری نداشته باشید! افراد با تمام توان لنگرها رو بکشییید! چیز خاصی نیست ، کابل اینترنت خلیج فارسه! لنگرها رو بکشیییید!
\